آشغالی اومد براده هامو جمع کرد و برد.آینه رو هم که شکوندم.حالا فقط منم و
یه کله ی پوک و یه وبلاگ و یه مشت حروف و چهارتا عکس ...تنهای تنها...

منم به جمع دیوانگان پیوستم!
باز ماه رمضون...آخه منه کافر رو چه به این گنده گوزیها؟!
باز مدرسه ...باز درس...باز ناظم...نوروز کی میاد؟دلم واسه تابستون تنگ شده!...
از این به بعد یعنی تا تابستون بعدی کمتر مینویسم.
اینم میزم...

دوستان شرمنده اگه این دفعه خیلی چرت بود...گفتم که... مخم گوزیده...
پ.ن: شاد زی...
وای بر تو که در آنسوی اینه به اشکهایم دیوانه وار میخندی...
که تو دیوانه ای بیش نیستی!که دیوانه تری از ما...که آواره تری از ما
وای بر این شکایتها... که سببیست برای من تا آینه(این خلق عجیب بشر) را نابود کنم...
و سپس تو ای موجود خیره!در هر تکه از آینه ی شکسته به من میخندی...
من آینه را کشتم ... تا تو گور گم کنی.اما تو که همیشه با من در آینه میخندیدی امروز
به من میخندی ...لعنت بر تو!
و من آتش به پا میکنم.فقط با یک فندک کوچک...حالا لبخند دیوانه وارت را بر من بر ملا کن!...

داد میزنم من از ته حنجره
بعدشم من میشکنم
ببین دست کم من پیر ترم
از صدتا آدم صدساله
اینو تو بدون که من واسه
تو هرکاری خب حاضرم
انجام بدم آره ناز من
تو گفتی که من بی عرضم
نمیمیرم بی تو من
ببین امشب سرده فردا نه
چون بیدارم شبها من
من دنبال گنجم تو واسه من از همه دنیا عزیزتری
من فکر میکنم منو دوست نداری
چون گفتم بوس بده بوس ندادی...

پ.ن: دوستان این شعر رو به خودتون نگیرید.چون خطاب به هیچ کسی نیست!...
جان با اوست
عشق جاودان با اوست
نگاه سرد او اینک ز شور و شوق لبریز است.
هلال بازوان را تنگ تر میخواهد.اما ...
نفس یاری ندارد
مرگ همراهی نمیفهمد
حصار محکم اغوش او را میگشاید درد
سرش بر سینه می افتد.
نگاهش ناگهان بر نقش قالی خیره میماند...
پ.ن:تینیپیک اذیتم کرد.نشد عکس بذارم.ــشرمندــ
ــ چی تو اون روحم ؟!
ــ (بوق)
ــ عذر میخوام که میپرسم!... چرا ؟!
ــ فکر کردی خیلی قشنگ مینویسی دختره(بوق)؟! همش تکراریه !
چیه حال میکنی با نوشتهای یکنواختت؟!(بوق)!
ــ چه خبرته؟! مثلا" میخوای بگی منتقدی م(بوق)؟
ــ ارزش نداری!...اینا انتقادای یک انسانه ـ تو لینکدونی هستش ـ. والا بدم نگفته!...
ــ س(بوق) به چه حقی کامنتای منو میخونی؟!!
ــ قبل از اینکه جوابتو بدم بگو چرا واسه تو دیر بوق میزنه؟
ــ یعنی چی؟!!!!!
ــ وقتی فحش میدیم با بوق سانسور میشه. فحشهای تورو دیر بوق میزنه.
ــ بابا مملکت خودش سانسور شده میخوای فحشهامون سانسور نشه؟!!!!
ــ حالا که چی ؟! میخوای بگی خیلی حالیته؟!
ــ نه! میخوام بگم این مملکت علنا" ر(بوق) به حیکلمون!
ــ ...
ــ چیه ؟! خفه شدی! کم اوردی؟!
ــ ...
ــ حالا فهمیدی چرا نوشته هام یکنواخته؟!
...
پ.ن: اقا پیام حال کردی؟![]()


